تاریخ اقتصاد را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان روایتی از تولید و مبادله کالاها فهمید؛ بلکه این تاریخ، داستان تحول شیوه‌های زیست انسانی، سازمان اجتماعی، قدرت سیاسی و اندیشه اقتصادی است. تقسیم‌بندی تاریخ اقتصاد بر اساس دوره‌های تاریخی، به ما اجازه می‌دهد پیوند میان اقتصاد و بسترهای فرهنگی، نهادی و فناورانه هر عصر را بهتر درک کنیم.

در اقتصاد دوران باستان، تولید و توزیع به‌شدت وابسته به کشاورزی، مالکیت زمین و ساختارهای قدرت سیاسی بود. اقتصاد در تمدن‌هایی چون مصر، بین‌النهرین، ایران هخامنشی و یونان، بیشتر ماهیتی معیشتی داشت و مبادله اغلب در چارچوب‌های محلی یا منطقه‌ای صورت می‌گرفت. پول به شکل امروزی هنوز نقش محوری نداشت و اقتصاد با نهادهایی چون معابد، دربارها و نظام خراج‌گیری پیوند خورده بود.

با ورود به قرون وسطی، اقتصاد اروپا تحت تأثیر فئودالیسم و مناسبات ارباب ـ رعیتی شکل گرفت. زمین، اصلی‌ترین عامل تولید بود و روابط اقتصادی به‌شدت غیرپولی و مبتنی بر تعهدات شخصی بودند. در همین دوران، جهان اسلام شاهد شکوفایی تجارت، نظام‌های مالی پیشرفته‌تر و گسترش شبکه‌های بازرگانی از شرق تا غرب بود؛ امری که تأثیر عمیقی بر تاریخ اقتصاد جهانی گذاشت.

دوران مرکانتیلیسم، که هم‌زمان با شکل‌گیری دولت-ملت‌ها در اروپا بود، نقطه عطفی در نگاه به اقتصاد محسوب می‌شود. دولت‌ها به‌طور فعال در تجارت، انباشت طلا و نقره، و کنترل بازارها دخالت می‌کردند. اقتصاد به ابزاری برای قدرت سیاسی بدل شد و رقابت میان کشورها ماهیتی اقتصادی به خود گرفت.

انقلاب صنعتی، شاید مهم‌ترین گسست در تاریخ اقتصاد باشد. با ظهور ماشین، کارخانه و تولید انبوه، ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و حتی زمانی انسان دگرگون شد. نیروی کار از روستا به شهر منتقل شد، سرمایه‌داری صنعتی شکل گرفت و مفاهیمی چون بهره‌وری، دستمزد و رشد اقتصادی اهمیت یافتند. این دوره، زمینه‌ساز شکل‌گیری نظریه‌های کلاسیک اقتصاد نیز بود.

قرن بیستم با بحران‌ها، جنگ‌ها و تحول‌های نهادی عمیق همراه شد. رکود بزرگ، جنگ‌های جهانی و ظهور دولت رفاه، نقش دولت در اقتصاد را بازتعریف کردند. اقتصاد کینزی، برنامه‌ریزی اقتصادی و نهادهای بین‌المللی چون صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، بخشی از پاسخ جهان به بی‌ثباتی‌های این قرن بودند.

در نهایت، اقتصاد معاصر با جهانی‌شدن، فناوری دیجیتال، مالی‌سازی و بحران‌های زیست‌محیطی تعریف می‌شود. تاریخ اقتصاد در این دوره، بیش از هر زمان دیگری، به ابزاری برای فهم آینده تبدیل شده است؛ زیرا بدون شناخت مسیرهای گذشته، تحلیل چالش‌های امروز ممکن نیست.